سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
منتظر مفرد مذکر غایب
 


هنگام غروب جمعه، غم می آید


با اینهمه غصه ، آه کم می آید


هر هفته همین بساط اینجا پهن است


ای شنبه نیا از تو بدم می آید


..............................................................................



ای دوست بیا که درد خنجر نکشد


کار من و دل به دیده ی تر نکشد


برخیز و غم فراق را یکسره کن 


تا وعده به جمعه های دیگر نکشد

 



نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - شنبه 94/6/1 توسط علی اکبر جمشیدی


سب ولی نشسته به روی زبان تو

دریا منزه است از آب دهان تو

مثل مگس ندیدن توعیب غنچه نیست

وقتی نجاست است تمام جهان تو

می خواستی به ظن خودت بی بها کنی

خورشید لکه دار نشد با گمان تو

شاهین که هیچ ، نام تو سیمرغ هم شود

هرگز به گرد ما نرسد آسمان تو

این چند روزه نشر اکاذیب کرده اند

سگ برتر است از تو و از دوستان تو

باید فقط به دست مگس کش سپرد تا

یک کس نماند از همه ی دودمان تو


شاعر احسان اکابری



نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - شنبه 94/6/1 توسط علی اکبر جمشیدی

اگر چه بی کس و تنها اگر چه غم زده ایم

همیشه از تو فقط با دروغ دم زده ایم

تو گرم آمدنی ، بی خبر که ما بی تو

قرار جمعه ی این هفته را بهم زده ایم

میان سیرت و صورت چقدر فاصله است

فریب ما نخور آقا ، انار سم زده ایم

برای دین خدا نیست ، درد ما نان است

اگر به سینه وسر زیر این علم زده ایم

گناه ماست که این راه بر شما بسته ست

چه غربتی ست برای شما رقم زده ایم

چو شمر و حرمله با هر گناه کردنمان

چه زخمها به دل اهل این حرم زده ایم

چگونه ندبه بخوانیم ما ، که یک عمر است

که دست بیعت خود را به هر صنم زده ایم

خدا کند که شبیه نصوح توبه کنیم

اگر خلاف شما حرف یا قلم زده ایم


شاعر احسان اکابری



نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - شنبه 94/6/1 توسط علی اکبر جمشیدی


لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست

هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست

هر جا که باشی منطق آیینه ها این است

در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست

ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟

بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست

از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است

آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست

هر کس نداند لطفعلی خان خوب می داند

در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست

ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟

این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست


شاعر احسان اکابری



نوشته شده در تاریخ یادداشت ثابت - شنبه 94/6/1 توسط علی اکبر جمشیدی

شعر بی نقطه در وصف حضرت زهرا (س)????

سر در گم سرّ سحرم مادر گل ها
دل مرد? اسرار درم مادر گل ها
????????????????
ای محور درد همه ی عالم وآدم
ای هال? احساس وکرم مادر گل ها
????????????????
هم اسو? مهر و مدد و گوهر علمی
هم سور? طاهای حرم مادر گل ها
????????????????
علامه دهری وسراسر همه عدلی
ای حامی و امدادگرم مادر گل ها
??????????????
در معرکه گل کرده همی آه کلامی
گاهی سر و گاهی کمرم مادر گل ها
????????????????
ای ماه دل آرای علی در دم مرگم
دل گرم طلوعی دگرم مادر گل ها


منتظر مفرد مذکر غایب(عج)

 



نوشته شده در تاریخ جمعه 95/2/31 توسط علی اکبر جمشیدی